رامين جهانبگلو، از چهره های سرشناس عرصه فلسفه ايران و سرپرست گروه انديشه معاصر دفتر پژوهش های فرهنگی ،هنگام خروج از کشور در فرودگاه مهرآباد تهران بازداشت شده بود .رامین جهانبگلو دارای تابعيت ايرانی-کانادايی است .
Political philosopher Ramin Jahanbegloo, freed in 2006 from imprisonment in iran`s notorious Evin Prison, has returned to the university of Toronto as a professor of political science, research fellow at the center for Ethics and Massay College scholar-at-risk
برای بزرگتر شدن عکس روی آن کلیک کنید.
گرایش مذهبی به خورشید به عنوان خداوند و یا سمبل خدا ، خورشیدپرستی نام گرفته است .
آیین پرستش خورشید را مردمان قبایل سرخپوستی ایری کویه ،پلنزها و چمشین ها در آمریکای شمالی به جای می آوردند و این آیین در میان بومیان مکزیک و پرو به حد بالایی از تکامل رسیده بود .
خورشید به عنوان ایزد در هند نیز پرستش می شده است . ایزدی شریر و زیان آور نزد درآویدی ها در جنوب هند و ایزد خیررسان و بخشنده نزد مانداها در قسمت های مرکزی هندوستان . بابلی ها نیز جزو پرستنده گان خورشید بودند . در ایران باستان نیز پرستش خورشید جزو اصول پایه ای و ضروری فرهنگ میتراییسم بود .ایزد خورشید نزد پرستنده گان مصر باستان "رع" نام داشت .
(( پاسارگاد ٬آرامگاه کوروش بزرگ ٬به مناسبت دهه فجر ٬با آبگیری سدّ سیوند به زیر آب خواهد رفت .ایرانیان را به این فجر ملّی آگاه کنید . 
تاریخ ایران زیر سمّ بی مایه گان تازی پرست در حال له شدن است ! Send to all please ))
ظاهرا موضوع از این قرار است که کشوری در حال توسعه ٬نیاز به منابع تامین انرژی مانند برق دارد و تلاش می کند این منابع را با ساخت سدّ و نیروگاه های اتمی (صرف نظر از کاربرد دوگانه آن ) تامین کند .
در خبرها آمده بود بزرگترین سدّ هیدروالکتریکی جهان به نام سدّ " تری گورجس "بر روی رود یانگ تسه توسط دولت چین در حال ساخت است و به خاطر بالا آمدن آب به دلیل ایجاد این سدّ ٬شهر " فنگ دو " و روستاهای زیادی در حواشی این رود بایستی قبل از آبگیری تخلیه شوند زیرا تمامی خانه ها و کاشانه های این شهر و روستانشینان به همراه گورستان هایی که والدینشان را در آن دفن کرده اند به زیر آب خواهد رفت . (لینک ۱: سدّتری گورجس : دیوار بزرگ دوم چین ) (لینک ۲ : عکس سدّ تری گورجس ) (لینک۳ :خبر روزنامه شرق)
در مورد لزوم توسعه یک کشور و متن این پیام کوتاه چند نکته قابل ذکر است :
۱ـ متن این پیام کوتاه به گونه ای ست که به مخاطب این گونه القا می کند که با آبگیری سدّ سیوند آرامگاه کورش در دشت پاسارگاد به زیر آب خواهد رفت و دیر یا زود ٬آرامگاه کورش هخامنشی ٬لانه ماهیان و آبزیان خواهد شد . اما این طور نیست .با آبگیری سدّ سیوند نه دشت پاسارگاد به زیر آب خواهد رفت و نه آرامگاه کوروش ٬بلکه تنگه بُلاغی آبگیری می شود .
۲ـ توسعه منابع تامین کننده ی انرژی از سیاست های هر دولت است چون استفاده از این منابع در حال افزایش است به ویژه برای ما ایرانیان که در استفاده از انرژی بسیار دست و دلبازیم .
۳ـ هر چند با آبگیری سدّ سیوند تنها تنگه بُلاغی آبگیری می شود اما همین تنگه راه عبوری هخامنشی بوده و به تازگی آثار باستانی کشف شده از این تنگه ٬قدمت این راه را مشخص کرده است .جا داشت تصمیم گیران دولتی این نکته را در نظر می گرفتند .سئوال اینجاست که آیا اگر مشحص می شد که این تنگه برای نمونه راه عبوری پیامبر اسلام یا بزرگان تشیع بود و چند نسخ متعلق به اوایل دوران اسلامی در آن کشف می شد آیا باز هم با همین عجله این تنگه را آبگیری می کردند ؟ آیا تاریخ ایران به راستی بعد از حمله اعراب به ایران آغاز می شود ؟
۴ـ سیاست دولت در استفاده از ارزآوری صنعت گردشگری چیست ؟این گونه که پیداست تصمیم گیران دولتی هیچ علاقه ای به توسعه این صنعت ندارند .باز در خبرها می خوانیم که دولت ترکیه نمایشگاه لباسهای مولانا برپا کرده است و به هر بهانه ای به جذب توریسم می پردازد .
ضاهرا آبگیری این سدّ و به زیر آب رفتن تنگه بُلاغی حتمی ست .شاید در دورانی دیگر باستان شناسانی غواص ٬ به زیر آب رفتند و گوشه های دیگری از تاریخ این سرزمین را مکشوف کردند !
لااقل کاش در آن زمان به برکت افزایش منابع انرژی ٬ایرانیان در رفاه بیشتری زنده گی کنند !
(لینک ۱ : کاخ داریوش در تنگه بُلاغی کشف شد ) (لینک ۲ : گزارش گاردین Dam is threat to Iran`s heritage )
(سایت پایگاه اطلاع رسانی یادمان های باستانی ... دشت پاسارگاد )
Holocaust واژه ای ست برگرفته ازواژه ی یونانی" holokaustos" به معنای "سوزاندن همه چیز " اما امروزه به معنای کشتن و نسل کشی یهودیان اروپایی توسط رژیم نازیست در طول جنگ جهانی دوم به کار میرود . رژیم نازی علاوه بر کشتن یهودیان ٬کولی ها ٬معلولان ذهنی ٬دوجنسه ها و سربازان اسیرشده ارتش شوروی را نیز می کشتند .
" داریوش بر آن بود که مواد و مصالحی که در ساختمان کاخ باشکوه اش در شوش به کار می رود ،نمایاننده ی همه ی آنچه باشد که بر پهنه ی امپراطوری اش موجود بود .این گاو نر بال دار شکل یافته با آجرهای لعاب دار ،به احتمال بسیار ،در سده ی پنجم پیش از میلاد به دست بابلیان ساخته شده است ."
برگرفته از کتاب "سرور دانای آسمان ها" ،نشر نی ،چاپ اول ۱۳۸۴
در بیشتر فرهنگ نامه های غربی از پورسینا به عنوان پزشک ایرانی که بیشترین تاثیر را در دانش اسلام داشته نام برده شده است( مانند Encyclopedia Britannica و Encarta )و در برخی از فرهنگ ها مانند" CATHOLIC ENCYCLOPEDIA " از پورسینا با عنوان "پزشک و فیلسوف عرب " یاد شده است .
در وب سایت کتابخانه ملی پزشکی آمریکا هیچ اشاره ای به ملیت او نشده است و گذرا به داشتن ملیت عرب اشاره شده است .
واقعیت اینجاست که پورسینا مهمترین کتاب های خود مانند کتاب قانون را به زبان عربی نوشته است و در آن زمان که پورسینا می زیست ( سده پنج هجری ) نوشتن به زبان عربی رایج بود اما هر کسی به این زبان می نوشت دلیلی نبود تا عرب هم خوانده شود !
سال پیش در همین روزها ، سایت خبرگزاری میراث فرهنگی مصاحبه ای با یکی از پژوهشگران تاریخ علم و ریاضیات ، پرویز شهریاری انجام داد که ایشان اشاره کردند که چگونه شد که او "فرزند سینا " خوانده شد . در بین اجداد او هیچ کسی به نام سینا وجود نداشته است . پس چگونه "حسین پسر عبدالله " بعدها به صورت " ابن سینا / پورسینا " یعنی "فرزند سینا " نامیده شد ؟
به گفته آقای پرویز شهریاری :
"سينا " يا صورت قديميتر آن « سئينه » پزشك مشهوري در تاريخ ايران بوده است كه از همه جاي دنيا براي معالجه يا معاينه نزد او ميآمدند. او 700 سال قبل از ميلاد، گمان ميكنم در زمان مادها، در هگمتانه (همدان امروزي) زندگي ميكرده و صاحب مكتبي بوده است. سئينه از چنان شهرتي در پزشكي برخوردار بود كه پس از مرگ نام او تبديل به اسطوره ميشود .اين اسطوره به شاهنامه هم سرايت كرده است. كلمه «سيمرغ» و «سيرنگ» در شاهنامه از همين اسم گرفته شده كه كارشان طبابت بوده است. پر سيمرغ را در آتش ميانداختند و او حاضر ميشد و طبابت ميكرد . متن گفتگو
لینک مرتبط :
۱- پایگاه جهانی این سینا ، جستاری از دکتر امیرحسین آریان پور ( متن به صورت PDF است )
داشته باشید که مخاطبان آن می توانند بی شمار باشند . همان کاری که بیشتر ما در دوره ای از زنده گی مان انجام می دادیم و دفترچه ای شخصی برای نوشتن داشتیم .
وبلاگ همان دفترچه ی شخصی است که مجازی شده است . مجازی یعنی غیر فیزیکی و لمس نشدنی و نه غیر واقعی . اما تفاوت این دو در وجود مخاطب است . هیچ وبلاگ نویسی ( یا بلاگری ) نمی تواند ادعا کند که نیاز به مخاطب ندارد چون اگر این گونه بود ٬در همان دفترچه کاغذی اش بقیه ی مطالبش را می نوشت . پس هر وبلاگ نویسی نیاز به مخاطب دارد و تلاش می کند تا هر چه میتواند آمار دیدن وبلاگش را بالا ببرد .
هر چه آمار مخاطبان وبلاگ بالاتر رود٬ امکان نظرات نیز بالاتر میرود و امکان شنیدن و دیدن نظریات متفاوت و گاه متضاد نیز بالاتر . در نتیجه سعه صدر نویسنده نیز بالاتر می رود و انسانی دموکرات تر در مقایسه با دیروز پدید می آید .
دموکراسی در سطح حزب ٬باشگاه ٬ مشارکت عمومی مردم ٬ رای آزادانه دادن و آزادی بیان ٬ رونمای نازکی از دموکراسی است . دموکراسی در سطح عمیق خود یعنی به چالش کشیدن عقاید خود و تلاش برای اثبات بی مدرکی باورهای خود تا از این راه پایه های باورمان را مستدل تر و مستندتر کنیم و این نیز نیاز بسیار به شنیدن صدای مخالف و صدای دیگری دارد .
وبلاگ وسیله خوبی برای ارتقای دموکراسی ست . انسانها را دموکرات تر می کند . هرچند که معتقدم بیش از نود درصد وبلاگها ارزش یکبار خواندن هم ندارند.